سید علی و فاطمه السادات عزیز تر از سید علی و فاطمه السادات عزیز تر از ، تا این لحظه: 15 سال و 8 ماه و 12 روز سن داره

خاطرات(( علی و فاطمه)) عزیزای مامان و بابا

لباس شیر خواران علی اصغر

مامان جون براتون لباس گرفته بودن که تو مراسم حضرت علی اصغر شرکت کنیدو این لباسها را تنتون کنیم ولی ما نشد بریم  شهر مامانی بابا همینجا بردمون امامزاده و  اونجا به امام حسین شهادت علی اصغر را تسلیت گفتیم  حالا که مادر شدم  بیشتر میفهمم  همسر امام حسین چه حالی داشته اونروز .هر چی لعنت بفرستی بر قاتلین  کمه. خدا جوابشونا بده برای همین مامان جون وقتی امد پیشمون لباساتونا اورد و منم برای تبرک تنتون کردم ولی از بس تکون خوردید نذاشتید خوب عکس بگیرم ...
20 شهريور 1391

ماشین بازی

این بنز خاور را بابایی براتون خریدو خیلی اونا دوست دارید اول علی یاد گرفته بودخودش  داخلش بشین و حالا فاطمه خانومم یاد گرفته تازه گاهی دعواتونم میشه ولی خیلی وقتها هم باهم بازی میکنید علی میشینه فاطمه حلش میده گاهیم فاطمه میشینه و علی اقا حلش میده جدیدا که داخلش میایستید و کارهای خطرناک میکنید برعکسش میکنید و خیلی دوستش دارید در ادامه میبینید شیرین کاریهاتونا   ...
20 شهريور 1391

ابله مرغون گرفتن بچهها

در ١١ ماهگی بعد از برگشتن از مشهد فاطمه جون ابله مرغون گرفت اولش دو شبی تب کرد و بعد دونه درریخت خلی ناراحت شدم ولی دکتر گفت اگه تو بچگی ابله مرغون بگیره خیلی بهتره و تویه خارج برای بچهها ابله مرغون پارتی میگیرن تا اینکه چند روز بعد از فاطمه جون من لرز کردم و فرداش دونه ها بیرون امد و واقعا راست میگفت دکتر از فاطمه جون چنتا دونه اونم هر جایی بود و لی از مامان خیلی زیاد بود و واقعا خیلی سخته ادم با بچه خودش ابله مرغون بگیره اصلا نمیتونستم بهتون برسم تا اینکه مامان جون به کمکمون امد و بعدش علی تب کرد ولی دوتا دونه در اورد که نمیدونم ابله مرغون بود یا نه انشا.. بوده  اینم فاطمه با یکی از دونه های ابله مرغون ...
20 شهريور 1391

دس دسی کردن

در١٢/٧/٩٠ فاطمه جونم دس دسی کرد و دستاشم میچرخوند نیننای میکنه دخترم و علی یک ماه بعدش دس دسی کرد علی بیشتر وقتی براش اهنگ میذاشتیم سرش و دستاش را تکون میداد ولی بعدا دس دسی هم کرد
20 شهريور 1391